گل پسرم گل پسرم ، تا این لحظه: 12 سال و 25 روز سن داره
ازدواج منو بابایی ازدواج منو بابایی ، تا این لحظه: 16 سال و 8 ماه و 5 روز سن داره

متولد ماهِ مــــهر...

37 هفته و 1 روز(شمارش معکوس شروع شد)

1393/7/2 12:05
نویسنده : مامان سعیده
1,805 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزیزدلم

سلام پسر قشنگم

باورم نمیشه این همه انتظار برای دیدنت و به آغوش کشیدنت داره تموم میشه و به لطف خدا

8روز دیگه پاهای کوچولوت رو به این دنیا میذاریمحبت

دلم میخواد از خوشحالی گریه کنمگریه

هنوز هم باورم نشده که دارم مــــادر میشم!

نمیدونم کی باورم میشه!

شاید با شنیدن اولین گریه ت در لحظه ی تولدت ؛ یا  وقتی اولین بار از بوی تنت مست میشم؛

یا شاید هم وقتی  از شیره ی وجودم سیرت کردم!

اون وقته بهم ثابت میکنی که خواب نیستم و این همه اتفاقات قشنگ تو بیداری داره اتفاق میوفتهزیبا

نمیدونی چقدر بیتابم

چقدر بیقرارم

دیروز بابا رحیم میگفت: این 9ماه به یک طرف؛این 9 روز هم به یه طرف!

همه منتظر اومدنت هستن

چند شبیه که موقع خواب بابا سرشو میذاره روی شکمم و برات نادعلی میخونه

بعد هم باهات حرف میزنه

گاهی تو خونه صدات میکنه و باهات حرف میزنه,امیرعلی!امیرعلی بابا..محبت

خلاصه اینکه به شدت دلتنگتیم

دیروز اول مهر بود و  وارد هفته ی 38 شدیم یعنی شمارش معکوس شروع شد!

شنبه ی هفته ی پیش صبح نوبت دکتر داشتم و همچنین مشاوره بیهوشی.

مشاوره رو انجام دادم و رفتیم پیش دکتر نیک نفس

کلینیک به شدتتت شلوغ بود و کلی معطل شدیم

ایــــــــــــــنقدر نینی دیدیمبغل

همه شون دوسه روزه بودن! اومده بودن برای آزمایشات غربالگری

وااااااای یعنی منو بابا دلمون ضعف میرفت اینارو میدیدم

اینقدر کوشولو موشولو و بامزه بودن ...

به بابا گفتم یعنی امیرعلی منم الان اینقدریه!؟بغل ای قربونش برمممممممممممم

خانوم دکتر از همه چی راضی بود و گفت ولی عجیبه که بچت هنوز بالا مونده و پایین نیومده!

گفتم پس این همه فشار برای چیه گفت چون بزرگ شده فشارش زیاد شده.

قرار شد یه بار دیگه قبل از عمل ویزیتم کنه,یکشنبه وقت گرفتیم

گفت 5شنبه 6صبح بیمارستان باش تا به امید خدا نی نی رو در بیاریمراضی

دوشنبه بعدازظهر وقت آتلیه داریم؛میخوایم بریم با این شکم گنده مون عکس یادگاری بندازیمخندونک

دعا کن همه چیز به خوبی پیش بره پسرم

از خدا فقط و فقط سلامتیت رو میخوام  و هیچ چیز دیگه مهم نیست

تقریبا هرشب خوابت رو میبینم

چندشب پیش خواب دیدم دارم شیرت میدم

یه بار دیگه خواب دیدم دستاتو از شکمم آوردی بیرون و سفت دستامو گرفتیزیبا

اینقدر که فکرم بهت مشغوله مدام تو خوابم هستی

خیلی بیتابم برای دیدنت,دعا کن این 8روز هم به خوبی و با سرعت بگذره و زودتر بیای پیشممحبت

دوسِت دارم عشق کوچولوی منبوس

مواظب خودت باشبوس

 

 

 

 

پسندها (2)

نظرات (12)

ساعت نیک
2 مهر 93 12:15
الان که وقت دارید از سایت من دیدن کنید انشالله که به سلامتی دنیا بیاد. روزهای آخر خیلی خسته کننده است و دیر می گذره. در کل انتظار سخته. بیایید تو سایت ما و انتظار را شیرین کنید
مامان آیهان
2 مهر 93 13:16
مامان جونی انشالله که پسرنازت صحیح و سالم به دنیا بیاد
مامان سعیده
پاسخ
ممنونم انشالله
مامان آیهان
2 مهر 93 13:18
مامان سعیده جون رمز سیسمونی امیرعلی جون رو به ماهم میدی؟
مامان سعیده
پاسخ
بله خصوصی هاتون رو چک کنید
نی نی عکس
2 مهر 93 13:37
از بچه ها و نی نی های خوشگل تان عکس بگیرید و برای ما ارسال کنید. ما ضمن نمایش عکس ها در سایت، به آن ها جایزه می دهیم www.niniaxs.ir
سادات
2 مهر 93 13:40
سلام عزیزم ببخشید دخالت میکنم اماچرا سزارین میکنی چرا طبیعی نمیزایی؟از عواقب سزارین با اطلاعی؟میدونی تو کشورهای توسعه یافته 99درصد طبیعی میزان.حیفه طبیعی بیشتر طعم مادر شدن را هم حس میکنی
ثمره
2 مهر 93 18:22
خداحفظتون کنه...انتظارسخته مخصوصا روزهای پایانی...بهترین لحظات دراین چندروز اخیربگذرون...بهترین هارو برات آرزو دارم....انشالله امیرعلی جونم بسلامتی میادتوبغلت وروزهای شیرینی باهم بگذرونید...دوستتون دارم،انشالله زایمان آسون وراحتی داشته باشی سعیده جونم التماس دعا
مامان سعیده
پاسخ
فدای تو بشم عزیزم مرسی از لطفت ثمره ی مهربونم ان شالله مطئن باش بیادت هستم منو امیرعلی هم خییییییلی دوسِت داریم
زینب مامان نازنین زهرا
3 مهر 93 0:54
سلااااام سعیده جون دست مامان و بابای مهربونت درد نکنه چه سیسمونی زیبایی انشالله گل پسرت از همه لوازمش به خوبی و خوشی استفاده کنه . عزیز دلم خییلی برات خوشحالم انشالله این روزای اخر هم به خوشی بگذره و امیرعلی نازت و صحیح و سالم و صالح بغل بگیری . خیلی برات خوشحاالم . حتما ابرای مسری حدیث کسا بخون . این چند شب و خدب بخواب که پسری بیاد خواب بی خواب . بعد چندماه دیگه مثل من باید بدویی دنبالش ... راستی خبر زینب و نداری دلنگرانشم هر روز به وبش سر میزنم ولی نظرات و بسته نمیشه بزاش نظر گذاشت امشب سر نماز یهو دلم شکست امام جوادو قسم دادم که بهش فرزند سالم و صالح بده . از احوالش باخبرم کن خیلی دوست دارم وبلاگ و اپ کنم ولی واقعا نمیتونم وقت نمیکنم حتی دندونی زهرا هم گذشت هیچی ننوشتم ازش جدیدن تا لب تاپ یا گوشی بر میدارم یه اااااا صدادار میگه بعد میگه بیه یعنی بده
مامان سعیده
پاسخ
سلام زینب جون خوبی؟دختر خوشگلت خوبه؟ فدات شم عزیزم...ان شالله چشم حتما زینب هم خوبه؛چندروز پیش باهاش تو وایبر حرف زدم...دعاش کن ان شالله که حاجت روا میشه بزووودی الهی! پس حسابی وروجک شده این دخمله ما ببوسش از طرف من و برامون دعا کن
فریده مامان آیهان
3 مهر 93 4:42
سلام ابجی جون.منم مثل تو بودم شاید تا یه سالگی آیهان بعضی وقتا به خودم میگفتم یعنی من واقعا مامان شدم سعیده جون انشالله همه چی به خوبی و خوشی تموم میشه و منم عکس امیرعلی عزیزمو که بی شک اندازه خواهرزاده هام دوسش دارم رو نهایتا جمعه میبینم.حواست که هس گفتم نهایتا جمعه به داداش رحیم بگو عکسشو بذاره. کاش اونجا بودم
مامان سعیده
پاسخ
سلام عزیزدلم واقعا حس عجیبیه! ان شالله عزیزم تو هم برامون دعا کن تو لطف داری آبجی جون ان شالله عزیزم در اولین فرصت عکس امیرعلی کوچومو میذارم
هستی مامی
3 مهر 93 8:29
سلام سعیده جان انشاالله ب سلامتی مواظب خودت و گل پسر باش من دیگه میرم حلالم کن خواهر التماس دعا مخصوصا موقع زایمان
مامان سعیده
پاسخ
سلام عزیزم سلامت باشی چشم,شماهم همینطور حلال زندگیت عزیزم ان شالله هرجا میری دلتون شاد باشه و تنتون سالم
فاطمه
4 مهر 93 0:42
ترو خدا دعام کن زندکیم داره از هم میپاشه دعا کن شوهرم ازم بریده ای خدا شاید خدا به دعای شما سر زایمان بم رحم کنه
مامان سعیده
پاسخ
امیدوارم مشکلتون به بهترین نحو حل بشه
رعنا
4 مهر 93 1:55
منم رمز میخواستم اما برای من نفرستادین
فریده مامان آیهان
8 مهر 93 21:26
سلام ابجی دیگه کم کم داره 8 مهرم تموم میشه یک روزو چند ساعت دیگه امیرعلی جونم زمینی میشه فردا آخرین شبیه که امیرعلی تو دلته انشالله پس فردا کنارته دستشو گرفتی داری تو چشای نازش نگاه میکنی. خیلی خوشحالم.خدارو شکر.انشالله همه به زودی به خواستشون میرسن.
مامان سعیده
پاسخ
سلام عزیزدلم آره آبجی اصلا باورم نمیشه فک میکنم خوابم خداروشکر برامون دعا کن ان شالله که صحیح و سالم باشه